|
قرار است خاطره شوم... همین!
|
خدایا از خلقتت متشکرم... از این که مرا خلق کرده ای از تو سپاس گزارم... از اینکه مرا تنها در خیابان رها می کنی از تو سپاسگزارم... از اینکه مرا نزد گرگ های (انسان نما) که خودت ساخته ای می سپاری از تو ممنونم... از این که به من زنگ می زنی مرسی... نا شکری نمی کنم خدا... درد دل دارم باهات... می شنوی یا زیر بارون معطلم؟!
اسم منو گذاشتی انسان... هرررر... از همین جا تناقص ها یا تناقض ها می زند بیرون... آقا جان سنگ پا جاش تو بهشت نیست!... تو حموم هم دیگه الان نیست... از اینکه به موجوداتت حال می دی سپاسگزاریم ولی منو کاش با فرمت انسان نمی فرستادی روی کره زمین... میمون؟!... نه میمون یکی داریم... شتر هم زیاد پیدا میشه تو دنیا... خر و الاغ هم که این روزها خیلی استعمال میشه می ترسم بچه ام بعدها دست به کارهای خطرناک بزنه... انسان هم خوبه ولی آدم بهتره!... می دونی که چی میگم؟... ماشین هم که دست تو نیست!... خدایی وقتی ماشین رو بشر درست کرد چه احساسی بهت دست داد؟!... می دونم حسودی کار بشره... ولی اگر همین حسودی بشر نبود... و من له می شوم!...
خدا جون اینبار اومدم پیشت فقط از اعتقاداتم بگم... من یه بچه مس...مونم... نماز می گیرم روزه می خورم... همه میگن فلانی چرا نمی ری پیش خدا درخواست کمکی چیزی کنی؟... من لبم رو گاز می گیرم میگم... این چه حرفیه تو میزنی... خدا احتیاج به این چیزها نداره... خدا فقط می خواد ما موقعی که داریم جانمازمون رو پهن می کنیم وضو داشته باشیم... قارت قارت همین طور به گناهانمون اضافه نشه... می دونی که چی میگم؟!... در مورد ادرار و توضیح ((... )) و این چیزها هم اگه اطلاعات بخوای دارم... همین دیروز بود تو حموم گیر کرده بودم... ترسیدم نکنه الان یکی از اون بالا (بر حسب اتفاق) بیفته پایین... بعد خدایی نکرده رویداد بد غیر قابل جبرانی رخ بده... بعد یه لحظه یاد حرف بزرگی افتادم آروم شدم... که میگفت اول ایمنی بعد کار...
خدایا اینبار اومدم راهنمایی ات کنم... یعنی راهنمایی ام کنی... قصد ندارم له بشم... فقط اومدم چند تا نارسایی رو عنوان کنم برم... امیدوارم ناراحت نشی... من شنیدم خانمها ماهانه یه دونه تخمک بیشتر نمی تونن تولید کنن!... در حالی که آقایون در هر دقیقه شاید صدها هزار اسپرم می سازن!... به درست یا غلط بودن این آمار کاری نداریم... فقط به این فکر می کنیم که هیچ سردی بی علت و هیچ سبزی بی سبد نیست... خانمها سردن در حالی که هات هم هستن!... این تناقض بعدی ست... خدایا تو می خواستی خانمها رو امتحان کنی یا آقایون رو رفوزه؟... در هر حال فقط یه آرزو دارم... امیدوارم در هیچ جامعه ای به خاطر چند گرم گوشت اتفاق غیر قابل جبرانی رخ نده...
خدایا اینبار می خوام از کارت بپرسم... راستی چیکار می کنی؟ چه خبرا... من شنیدم اونجا میشینی به ما می خندی درسته؟!... خب معلومه باید هم بخندی... ستاره نداری که داری... زهره نداری که داری... مشتری نداری که داری... اوضاع ردیفه... شکر کردن هم که نمی خواد!... فقط چند تا سوال کوچیک :... خدایا داریم میایم چیزی نمی خوای با خودمون بیاریم؟!... خدا رو شکر همه چیزای خوب و بزرگ پیش خودته... می خوای میمون مون رو با خودمون بیاریم؟!... نه؟!... باشه نمی یاریم!... خدا یه سوال... اون هایی که ناراحتی معده دارن می تونن از همین میوه های سایز کوچیک با خودشون بیارن؟!... اشکال نداره؟ ایول... خدا قول بده موقع چک پاسپورت و این چیزها بالا به ما گیر ندن... داریم گیتارمون رو هم با خودمون میاریم...
![]()