تبليغاتX
من کی ام؟ اینجا کجاست؟
قرار است خاطره شوم... همین!
  فرشته

داستان از این قرار است که "ابی" این خواننده تکرار نا شدندنی کاری جدید ارائه داده است... نه با شعری از ایرج جنتی عطایی... بلکه با ترانه ای از خانم مریم حیدر زاده با آهنگی از رامین زمانی... او به همراه دو خواننده دیگر این کار را می خواند... با دو خواننده مطرح روز به نام "کامران و هومن"... همین ها فکر کنم کافی باشد برای استرات بحث و گفتگو... آهنگی تحت عنوان "مگه فرشته هم بده!"...

خدا را شکر من در مورد ابی آنقدر ها تعصبی نیستم و می توانم از دیدی منطقی به کارش نگاه کنم... صدایش را که نمیشود کوچکترین بحثی در موردش انجام داد... صدایش تکه ای از طلای خورشید سرزمین من است... صدایش نفس کشیدنی ست... انسان را به اوج هق هق میرساند و به دهکده قهقهه می کشاند... می دانی که راجع به چی صحبت می کنم هموطنم؟!... صدایش را که شنیده ای؟... رسوبش را در وجودت که دیده ای؟... خلوصش را که چشیده ای؟... نبوغش را که حس کرده ای؟... طلوعش را که به چشم دیده ای؟... ببخشید که قدرت این را ندارم که ادامه بدهم!... می سپارم به بزرگان!...

خوب برویم سراغ ترانه جدید... ترانه " مگه فرشته هم بده!"... میگه :

مریمکامران هومئنابی رامین

آخه مگه فرشته هم رسم شكستن بلده؟
آدم می تونه بد باشه ، مگه فرشته هم بده؟

با شب و مهتاب شنيدم اين روزا خلوت مي كنی؟
میگن تو خواب و روياهات خورشيد رو دعوت ميكنی؟

میگن دستاي پاك تو ، مهمون دستاي ديگست
میگن نگات پيش منه اما دلت جاي ديگست
میگن دروغ بوده كه تو تا آخرش مال منی
چشم های رنگ عسلت دنبال چشم های ديگست

آخه مگه فرشته هم رسم شكستن بلده؟
آدم می تونه بد باشه ، مگه فرشته هم بده؟

ميون راهت نكنه قلبت رو دادي به كسي
اون كيه كه به جاي من شبا براش دلواپسی
تو اهل اسمونايی ، اون آسمونای بلند
فرشته ی آرزو هام به گريه هاي من نخند...

آخه مگه فرشته هم رسم شكستن بلده؟
آدم مي تونه بد باشه ، مگه فرشته هم بده؟...

                                                        فرشته

خوب به هیچ وجه قصد نقد ترانه را ندارم... چون اصولا نقد ترانه را به شیوه های مرسوم(!) بلد نیستم... برای من همیشه در درجه اول "احساس" ترانه مهم است که با خواندن خطوط و "واژه ها" به من منتقل می شود... احساسی که می تواند از یک ترانه ساده و نه چندان "سخت" هم منتقل شود... نمونه هایش زیاد است... آخری اش "گل من" سیاوش... اگر ترانه ها ساده باشند دیگر احتیاج به "معنی" کردن هم ندارند... درود بر بزرگ مردانی همچون ایرج و شهیار و اردلان که ترانه هایشان هم پیچیده بود و هم مملو از احساس... بگذریم...

داستان از این قرار است که خیلی ها به این کار اعتراض کرده اند... باز هم مثل همیشه و به عادت اکثریت شنوندگان ایرانی "ترانه" را نخست شنیده اند... حساسیت عجیبی نسبت به شعر در این مملکت وجود دارد که شنیده ها حاکیست در غرب اینگونه نیست... آهنگ کار هم که در ریتم شش و هشت است (یا علی بزنیم زنگو که بریم!)... ترانه هم که از مریم حیدر زاده است... (کف دست ها به هم مالیده می شود!!) رامین زمانی هم که آن را ساخته است. پس همه چیز آماده است برای ترور!!... البته از دید این دوستان...

جدای از بحث اختلاف سلایق و افکار و اینکه هر کسی می تواند فرضا ایرج را تنها ترانه سرا بداند و بقیه را تحریم کند یا می تواند تنها در فضای مریم پرسه بزند و حوصله بقیه را نداشته باشد... (یعنی حق این تصمیم گیری ها را دارد!)... داستان از این قرار است که دوستان عصبی برخورد می کنند (به قول خودشان! = فاشیستی) و زیادی به اسم شاعر توجه می کنند... ابی با مریم حیدر زاده کار کرده است پس کار از ریشه بد است!... اگر مثلا روی کار می نوشتند ترانه از اردلان یا زویا همه کف می زدند و سوت تحویل می دادند... اینگونه برخورد کردن و نتیجه گرفتن و قضاوت راه ما را به جایی نمی رساند...

اما مهم تر از اینها من می خواهم به "آهنگ" این کار اشاره کنم... آهنگسازی رامین زمانی... خوب تجربه اول ایشون بود برای کار روی صدای خواننده ای به نام "ابی"... به نظر من افرادی همچون "سیاوش قمیشی" و "فرید زلاند" مبحث آهنگسازی و ملودی گذاری روی صدای ابی را به اوج رساندند... یعنی پرونده اش را بسته اند (البته باز شدنی هست!)... هنوز هم که هنوزه به نظر من صدا ساز و ملودی ساز بهتری برای صدای ابی غیر از سیاوش وجود ندارد و همه هم می دانند که "فرید زلاند" صدای ابی را تا مرز کدام قله ها برده است... رامین زمانی در این کار فراز صدای ابی را پیدا کرده است و ملودی هم آنچنان دور از صدای ابی و لا اقل کارنامه این خواننده نیست... (ملودی یک ملودی کاملا ایرانیست)... اما نکته ای که وجود دارد این است که رامین زمانی به نظر من باید خیلی بدود تا به وقار و بزرگی و احساس بطن صدای ابی برسد... چیزی که سیاوش به خودی خود از آن بخوردار است...  (انگار ملودی کار روی صدای کامران و هومن که به مراتب به ذات احساس خود رامین زمانی و صدایش نزدیک تر است بیشتر می نشیند)...  

به هر حال برای ایشان آرزوی موفقیت می کنیم...

نکته: مقصود از اجرا و ارائه این آهنگ به خاطر کنسرت مشترک ابی و کامران هومن است... طفلکی ها می خواستند چیزی در بساط برای همخوانی داشته باشند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/29ساعت 0:44  توسط behnam  |