|
قرار است خاطره شوم... همین!
|
بله... در این پست می خواهم درباره خواننده ای صحبت کنم که شاید خیلی ها او را نشناسند. شاید هم بشناسند... نمی دونم؟! شاید هم بشناسند و خیلی او را نشناسند و اگر هم شناختند اشتباه حدس زده اند و با یکی دیگه اشتباهش گرفتند!!...(حالا میگم بهتون!!)... این فرزاد فرومند و آن اولین آلبومش "یه شب مهتاب" یکی از آن چیزهایی بود که همین آقای بهروز در یکی از روزهای سرد زمستانی (بود فکر کنم) آن را کشف کرد... نوید یک آلبوم خوب را می داد (بهروز)... میگفت خوب و قشنگ است (آلبوم)... میگفت خوب می خونه (پسره!)... پسره کی بود؟... فرزاد (فرومند)... آلبومش خوب بود (اینو ما گفتیم)... با شاعرانی همچون "شاملو" و... با آهنگ هایی همچون "گل کو" و با تنظیم کننده ها و نوازنده هایی همچون "شادمهر" و اینها و... با آهنگ هایی درست و با سبک و سیاقی کلاسیک و با شعرهایی خوب و جور با آهنگ... خود فرزاد هم خوب میخواند... صدایی شیک و جوان داشت و جوری می خواند که تو می فهمیدی که این آدم واژه ها را فهمیده و اشعار شاملو را درک کرده است (مثلا)... و جالب این که آهنگ را هم خودش ساخته بود و گیتار نوازی هم کرده بود... آهنگ یه شب مهتاب زنده یاد فرهاد را که شنیده اید؟! اگر از آن دسته آدم هایی هستید که فکر می کنید که این شعر با آن ملودی فرهاد ثبت شده و غیرقایل تغییر است سخت در اشتباهید!!... یک بار اجرای فرزاد را گوش کنید و به زیبایی هایش پی ببرید... (همان طور که ما پی بردیم)... خلاصه ایشون (فرزاد) رفت توی ذهنمان... در هم نیامد؟؟!!... میگم حالا خدمتتون!!... بله... طوری هم رفته بود که یک بار ما صدایش را با شادمهر هم اشتباه گرفته بودیم... بعد تر ها فهمیدیم که بله ایشون آهنگ هم می سازه و خوب هم می سازه... مثال؟!... هوای حوای ناصر عبدالاهی...(خدا رحمتش کنه)
تک و توک آهنگ هایش را می شنیدیم و با خود فکر می کردیم که آفرین...این پسر استعداد آهنگ سازی هم داره... و تو این فکرها بودیم که نمی دونم یک روز گرم تابستون بود یا نه که یکی از آلبوم هایش را شنیدیم... و گفتیم... ووااوو... این فرزاد فرومند است؟؟!! شاید اشتباه می کنیم!!... شاید یکی دیگه است که اسمش اینه؟؟! با خود درگیر شده بودیم (اساسی)... آخه چه طور می شود که یک آرتیست یک شبه و یهو شخصیت (هنری) و رنگ و فضا و مهم تر از همه صدای خود را تغییر بدهد... راست می گویم!! واقعا صدایش تغییر کرده بود!! متعجب شده بودیم!! (باز هم اساسی)... تغییر سبک آهنگ ها و نزول آشکار کیفیت آنها اذیتمان نمی کرد که حسرت و بهت این تغییر ناگهانی صدا توی ذوقمان می زد!!... همان آهنگ ها هم تک و توک چیزهای قشنگی داشتند و با صدای این خواننده جدید (با صدایی زنانه و نازک شده و... که آدم با شنیدنش می خواهد صورتش را یه جوری بکند!!) می آمدند و همراه بودند ولی گهگاهی که لابه لای فریادها و آوازهایش صدای همان فرزاد سابق را می شنیدم باری از تاسف و سنگینی گوش و هوش ما را فرا می گرفت...
چند وقت پیش شنیدم که آلبوم جدیدش آمده است... دوست داشتم بخرم و گوش کنم... ملودی هایش را دوست دارم... گفتم شاید شیطون خرش را ورداشته و در رفته و سوار ما باید تنها و پیاده (خودش) با راه و روش (خودش) مثل قدیم جاده هارو متر کنه و با خودش تنهایی سوت بزنه و آواز بخونه... اما نه!! زهی خیال باطل!! یه لحظه از کلیپش رو تو یکی از شبکه های ماهواره ای دیدم و تا ته فهمیدم چیه داستان!!... الان دیگه گاهی فکر می کنم صدای اصلی اون اینه که ما الان میشنویم و ما گوش هامون خوب انگار قبلا نشنیده!!... همین امشب هم که آلبوم جدیدشو کامل شنیدم باز هم اثری از "اون" ندیدم... ملودی هاشو هنوز هم دوست دارم (آخرین ملودی زیباش هم واسه ناصر بود که میگفت: بهت نگفتم تا حالا...این که چقدر عاشقتم...)... ولی این که چیزی که من امشب شنیدم چیزی غیر از همین ریتم ها و سبک ها و فضاهای آهنگ های همیشگی این روزها نیست...